بامداد

نوشته های یک بنده ی خدا

بامداد

نوشته های یک بنده ی خدا

جام زهر یا بادا بادا مبارک بادا !!!

سلام

این سر مقاله ی کیهان هست ، چون آرشیو نداره ، اینجا می گذارمش ......


______________


داستان راستان در ایستگاه ژنو(یادداشت روز)
1- افسانه نیست، متن تاریخ است. در شهر غوغایی شد وقتی خبر آمد دشمن چند برابر جمعیت مسلمانان سپاه فراهم کرده و تا چند وقت دیگر به مدینه می‌رسد. انگار زلزله آمده باشد .نه انگار، که حتماً زلزله آمده بود. شهر به هم ریخت از این خبر بد. تا دیروز همه در یک صف بودند و امیدوار قطعی به پیروزی. اما گویا ورق برگشته بود. به زودی قرار بود مدینه به محاصره دشمن بیفتد و از بالا و پایین شهر هجوم بیاورند. عجب مخمصه‌ای، گویا هیچ راه خلاصی متصور نبود. نبود که گروهی گفتند ای مردم یثرب اینجا، جای شما نیست، پس برگردید و به خانه‌های خود پناه ببرید.یک چاره مانده بود؛ کندن خندق در بخشی از اطراف شهر برای مهار تاخت و تاز دشمن... که آن هم پهلوان دشمن نامردی نکرد و از همان خندق عبور کرد و عربده کشید. «کجاست قهرمان شما که او را بکشم و به بهشت برود. یا او مرا بکشد و به ادعای شما به جهنم بروم»!
2- هنوز سپاه دشمن نرسیده بود اما رعب آن پیشاپیش تاخته بود. تاریخ می‌گوید مسلمانان با سختی تمام مشغول حفر خندق بودند که به سنگی بزرگ رسیدند و هر چه کردند نتوانستند آن را از سر راه بردارند. تاریخ می‌گوید به پیامبر اعظم(ص) خبر دادند و حضرت خود آمد و کلنگ را گرفت و ضربتی به سنگ زد. از این ضربت برقی جهید و قسمتی از سنگ متلاشی شد. رسول خدا(ص) تکبیر گفت و جمعیت به تأسی الله‌اکبر گفتند. پیامبر ضربت دوم را زد، برقی دیگر از سنگ برخاست، حضرت تکبیر گفت و حاضران هم. ضربت سوم که فرود آمد، باقی‌مانده سنگ متلاشی شد و جمعیت برای بار سوم به تأسی از پیامبر خدا تکبیر گفتند. تاریخ می‌گوید سلمان از ماجرای تکبیرها پرسید و پیامبر فرمود در میان برق اول، سرزمین حیره و قصرهای پادشاهان ایران را دیدم و جبرئیل بشارت داد که امت من بر آنها پیروز می‌شوند. در ضربت و جرقه دوم قصرهای شام و روم را دیدم و بشارت پیروزی را شنیدم و در ضربت سوم و برق برخاسته از آن، قصرهای صنعا و یمن را مشاهده کردم. جبرئیل خبر داد که امت من بر آنها پیروز خواهند شد. بشارت باد بر شما ای مسلمانان!
3- دشمن هنوز در راه بود. آنان که ایمان عاریه‌ای داشتند یا در زمره منافقین بودند، به هم نگاه کردند و زمزمه کردند که عجب سخنان عجیبی- و نعو‌ذبالله- چه حرف‌های باطلی! او از مدینه، ایران و روم و شام و یمن را می‌بیند و خبر فتح می‌دهد حال آن که اکنون در چنگال مشتی عرب گرفتار شده است؟! آیه نازل شد و اولین فاصله را میان راستان و ناراستان گذاشت. «و اذ یقول المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض ما وعدنا الله و رسوله الا غروراً. و آن هنگام که منافقان و بیماردلان می‌گفتند خدا و فرستاده او وعده‌ای جز دروغ و فریب به ما ندادند.» وقتی فشار دشمن شدت گرفت، گویا قیامت بر پا شد. «و اخرجت الارض اثقالها». هر کس در زمینه و سینه خود هر چه داشت، بیرون ریخت. چند آیه بعد در سوره احزاب می‌فرماید «هنگامی که مؤمنان لشکر احزاب را دیدند گفتند این همان وعده خدا و فرستاده اوست. و خدا و فرستاده او راست گفتند و این ماجرا جز بر ایمان و تسلیم آنها نیفزود. من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه ...
4- تاریخ می‌گوید آنجا که در برابر عربده پهلوان دشمن هر کس خود را پشت دیگری می‌کشید و پنهان می‌کرد، علی(ع) پسر ابوطالب برخاست و به پیامبر(ص) عرض کرد من به مصاف او می‌روم. تاریخ انکار ندارد. با ضربت علی(ع)- که برتر از عبادت جن و انس لقب گرفت- ورق برگشت و نصرت الهی نازل شد. رسول خدا(ص) در آن هنگامه بیش از همه برای علی نگران بود... آن جنگ با همه تلخی‌هایش به سرنوشتی شیرین انجامید، اگر چه حکایت مردی و نامردی، ایستادگی یا جا زدن و خالی کردن میدان سرلوحه داستان جنگ احزاب شد. عار و افتخارهای این جنگ برای همیشه در سینه تاریخ ماند. قریب 30 سال بعد امیرمؤمنان فرمود خداوند چون صدق ما را دید، نصرت و پیروزی خود را بر ما نازل فرمود و نکبت و خواری را بر دشمنان فرو فرستاد. و فرمود من هنگامی برای اقامه امر خدا برخاستم که دیگران فشل شده بودند
5- گروهی برای مذاکرات ژنو عزا گرفته‌اند که ترکمانچای امضا شد و جام زهر بود و گروهی دیگر چنان ذوق‌زده و شادمان که گویا- و می‌گویند!- بزرگ‌ترین توافق قرن امضا شده و بزرگ‌ترین پیروزی تاریخ 34 ساله به دست آمده است.باید جشن گرفت یا عزادار بود؟ مقتدای انقلاب که از همه ما غیورترند، 12آبان در جمع دانشجویان با اطمینان و آرامش تمام فرمودند باذن‌الله از مذاکرات ضرری نمی‌کنیم. این سخن و باور، نه اینکه متعلق به اقتدار امروز انقلاب و نظام باشد؛ 10 سال پیش که شرق و غرب ایران در محاصره مهاجمان بی‌سر و پا بود و در مجلس جماعتی دون‌شأن ملت ایران نامه سر کشیدن جام تسلیم را می‌نوشتند، مقتدای انقلاب در همان حال و هوا در دیدار با نمایندگان مجلس به این آیت‌الهی استناد کردند که «هو الذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایماناً مع ایمانهم و لله جنود‌السماوات والارض.»
نه اینکه عارضه رنج بار نفاق برخی خواص را فراموش کنیم یا از هزینه‌های بزرگی که آن روز به ملت و کشور تحمیل کردند غافل شویم. نه، جبریتی در کار نیست که باید در مسیر حرکت با بیشترین هزینه پیش رفت. اگر ایمان و تقوا ره توشه مسیر کاروان یک ملت شود، حتماً با حداقل هزینه می‌توان بیشترین پیروزی‌ها را داشت. اما سخن این است که مؤمن، رشیدتر و استوارتر از این حرف‌هاست که به اندک بالا و پایین شدنی، دچار سردی و گرمی شود، چنان که انسان‌های عادی دچار می‌شوند و خود را در هر دو صورت هزینه دادن یا دستاورد گم می‌کنند. ما در همین 10 سال با همه دشواری‌ها و دشمنی‌ها و کج‌تابی‌ها و کم گذاشتن‌ها و جفاها و کم فروشی‌ها و بی‌وفایی‌ها، پیش آمده‌ایم و راه و مقصد را با همه تندبادها گم نکرده‌ایم. توافق موقت و 6 ماهه ژنو نیز با همه اهمیت برای ما صرفاً یک ایستگاه در یک مسیر و روند پیش‌بینی شده به سوی مقصد است و نه بیشتر، چندان که برخی تصور یا القا می‌کنند. نه اولین توافق ما با غرب است و نه احتمالاً آخرین آن. می‌شود به این توافق نیز از نگاه فنی و حقوقی و سیاسی نمره داد و اجزاء آن را ارزیابی کرد. اما هر چه باشد، مقصد نیست.

6- خطاست و خطای راهبردی مهمی هم هست که نقشه غرب آسیا (خاورمیانه سابق) و موقعیت ایران از پشت عینک محدود مذاکرات ژنو دیده شود. این مذاکرات با همه اهمیت قطعه‌ای از پازل بزرگ مصاف با جبهه استکبار است. بخشی از یک جبهه است و نه چهار سوق بازار معامله. نباید خواب رفت یا اجازه داد دشمن و هم‌زبانان او مردم را خواب کنند که بله، سوءتفاهمی بود با غرب که برطرف شد و دوره آشتی‌کنان است و تابوی مذاکره با آمریکا و خط مقاومت با هم شکست و بادا بادا مبارک بادا! و از مخمصه درآمده‌ایم و به ماه عسل رسیده‌ایم و از این تعابیر که متأسفانه در ادبیات برخی سیاسیون نیز دیده می‌شود؛ نظیر مصاحبه‌ای که یکی از همین چهره‌ها با روزنامه فایننشال تایمز کرد. خودمان را گول نزنیم که آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها تا حالا تندرو بودند و حالا میانه‌روهایی در بین آنها پیدا شده‌اند که اهل تعاملند، یا بدتر؛ آنها اهل تعامل و معامله بودند و این طرف آمادگی تعامل نبود. کسی که در میانه میدان جنگ بخوابد، دشمن تایم‌اوت استراحت به او نمی‌دهد هیچ، که شبیخون هم می‌زند. درست مانند کاری که در فتنه سال 88 با استفاده از خواب‌زدگی یا در خودماندگی برخی نخبگان ما کردند یا شبیخون اقتصادی که 2 سال بعد در روز روشن سامان دادند اما برخی مسئولان دولتی و حریفان انتخاباتی و سیاسی آنها چنان سرگرم لجبازی و گریبانگیری با هم بودند که فقط بر جرئت هجوم خصم افزودند.
7- از دولت جمهوری اسلامی که خط مقدم نبرد است باید پشتیبانی همه‌جانبه کرد، چه محمود احمدی‌نژاد در راس آن باشد و چه حسن روحانی. توافقی که دولت پای آن می‌رود چه بیانیه تهران در سال 89 باشد و چه بیانیه ژنو در سال 92، پای آن باید به مثابه یک جبهه منسجم ایستاد. البته لابد حق دارد مشاور خارج‌نشین آقای کروبی از برخی دوستان خود بپرسد که چطور بیانیه 3 سال پیش، ترکمانچای بود که به مراتب‌ بهتر از توافق ژنو بود و حالا این بیانیه شده، توافق و پیروزی بزرگ قرن؟! فراوان از این سوال می‌توان پیش کشید و پرسید اما باید افق‌هایی دورتر و مصالحی عالی‌تر را در کانون توجه داشت. ارم ببصرک اقصی القوم. نهایت جبهه دشمن را ببین! همه موظفند از نگاه‌های نوک دماغی، قبیله‌ای، انتخاباتی، حزبی و جناحی بپرهیزند. اگر یک ملتیم که هستیم، هنر نیست از صلح با جهان غرب سخن گفتن و در داخل رقابت‌های انتخاباتی را به صف‌بندی اعتدالیون و افراطیون تبدیل کردن و سپس همین نگاه مغشوش را به پس از انتخابات سرایت دادن و در آتش اختلاف، هیزم افکندن.
هنر نیست پیشینیان خود را سیاهی مطلق نمایاندن و انصاف در قضاوت به خرج ندادن. هنر نیست نگاه آدام اسمیتی- که در اقتصاد سرمایه‌دار غرب شکست خورد- به فرهنگ یک کشور داشتن. تا کی قرار است هر صاحب منصبی با تخطئه مدیر قبلی، خود را ثابت کند؟ انصاف را اگر گم نکنیم، جا دارد وقتی بی‌تدبیری‌ها و کج‌رفتاری‌های آخر کار یک دولتمرد را- به حق و به جا- نقد می‌کنیم و تورم 40 درصدی را رکورد سی و چهار سال گذشته معرفی می‌کنیم، منصفانه بگوییم رکورد اصلی تورم مربوط به دولت دیگری در سال 74 بود که اتفاقا آن دولت درگیر تحریم‌های ظالمانه دشمن نبود و بدون تحریم، رکورد 49 درصدی را برجای گذاشت و حالا شاکله آن دولت، شاکله دولت ما هم هست. البته انصاف این است که توقع نداشته باشیم دولتی در 100 روزگی، تغییر و تحول اساسی مثلا در حوزه بهبود وضعیت اقتصادی ایجاد کند... این قصه ملال‌آور می‌شود و کاش افق نگاه تک تک ما به جایی برسد که این نزاع‌های حیدری- نعمتی را به سر آوریم و نگاه ملت را از دشمن اصلی منحرف نکنیم.
8- داستان راستان، فراز و نشیب پیدا کرد. قلم اگر بخواهد به اصل داستان برگردد و حق مطلب را ادا کند، نمی‌تواند از گمنامان عزت‌آفرین یاد نکند. مولا و مقتدای ما درباره یکی از همین گمنامان نام‌آور- مرحوم عبدالله والی- فرمود مجاهدت‌های امثال این مرحوم در گمنامی و بدون تابلو و سروصدا و تبلیغات، مانند بتون و سیمان در بنای جمهوری اسلامی تزریق می‌شود و آن را محکم می‌کند. در همین ماه‌ها و سال‌هایی که اغلب ماها کم یا زیاد درگیر دعواهای حیدری- نعمتی بودیم، پاکباختگان راست قامتی بودند که با گمنامی به دفاع از حرم مطهر حضرت زینب سلام‌الله علیها شتافتند و با خون شریف خویش به علمدار کربلا تأسی کردند. یکی همین شهید عزیز رسول خلیلی که پیکر پاکش در گمنامی تشییع و تدفین شد اما وصیت‌نامه او هر دلی را به تب و تاب می‌اندازد. و دیگری شهید هادی باغبانی که مادر گرامی‌ وی بر سر جنازه فرزند جز همین چند جمله نگفت؛ مادرت برات بمیره... خدایا قبول کن از ما... رضایم به رضای تو!

محمد ایمانی


http://www.kayhan.ir/920907/2.htm#N200

____________



امثال بنده ، دچار سردی و گرمی شده ایم ...


فعلا زبان به کام می گیریم تا 6 ماه دیگر ...


فوق فوقش باز احمدی نژاد دیگری خواهد آمد که تمام این موارد را به کناری بزند ... به امید خدا در آن روز از لحاظ نظامی آنقدر قدرتمند شده ایم که دشمن دیگر از تمام گزینه سخن به میان نیاورد ....


البته می پندارم که دشمن خود را رسوا می کند و این رسوایی باعث بیداری عده ای خواهد شد ...

و اینگونه یک کشور استقلال و عزتش رو برای هیچ از دست می دهد ...

سلام ...

این رو یک جایی خوندم ، برای خودم اینجا می گذارمش. ...



روه سیاسی - رجانیوز: حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در یادداشتی اختصاصی برای «رجانیوز»، مطالبی را درباره ابهامات توافق هسته‌ای ژنو بیان کرده که متن کامل آن به شرح زیر است:

به نام خداوند درهم‌شکننده مستکبران

قبل از ورود به اصل بحث چند نکته را متذکر می‌شوم.
 
1ـ ضمن قدردانی از تلاش دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران خصوصاً تیم مذاکره، نقد اینجانب هرگز به معنای نادیده انگاشتن زحمات دوستان نیست، بلکه برای اصلاح نواقص و خدمت بهتر به مردم بزرگوار ایران است.
 
2ـ ما هرگز با مذاکره مخالف نیستیم. انعطاف را نیز یکی از اصول پیشروی و دستیابی به هدف می‌دانیم چنانچه پیامبر(ص) در معاهده‌ی حدیبیه نشان داد. ولی استراتژی نظام اسلامی را همانگونه که امام خمینی ترسیم کرده‌اند به اهتزاز درآوردن پرچم توحید بر سرتاسر جهان و به زیر کشیدن همه‌ی طواغیت می‌دانیم و گاه عقب‌نشینی را نیز لازمه‌ی این استراتژی می‌شماریم. ولی معتقدیم باید با مردم صادق باشیم، به مردم بگوییم واقعاً چه چیزی را از دست داده‌ایم و چه چیزی به‌دست آورده‌ایم و چرا. همانگونه که امام و پیشوایان در پذیرش قطعنامه با مردم در میان گذاشتند. چه اینکه اعتماد مردم بزرگترین سرمایه‌ی اجتماعی جمهوری اسلامی ایران است.
 
ما تفاهم‌نامه‌ی ژنو را نه جام زهر می‌دانیم نه دستاوردی شادی‌آفرین، بلکه آن را انعطافی ضروری برای تقویت درونمایه انقلاب می‌شماریم. ما از پی‌آمدهای تفاهم‌نامه نگرانیم و نگرانی خود را با دولت در میان می‌گذاریم که راهی دقیق‌تر و عاقبت‌اندیشانه‌تر چاره‌ساز نماییم تا در مقابل حجت خدا مهدی فاطمه صاحب این کشور و رسول خدا صاحب شریعت این مردم و شهدایی که در طول تاریخ جانشان را برای سربلندی و حفظ استقلال و اسلامیت این سرزمین فدا کردند ‌پاسخگو باشیم.
 
اما نگرانی‌های ما
 
1ـ با اینکه مسئولین، رئیس دولت و وزیر امور خارجه اصرار دارند که کشورهای 1+5 در این تفاهم‌نامه به حق غنی‌سازی جمهوری اسلامی اذعان کرده‌اند، با دقت در آن چنین چیزی را با صراحت نمی‌یابیم. در عبارات تفاهم‌نامه حق غنی‌سازی اورانیوم یا با عباراتی دوپهلو یا مقید آمده است که نتیجه‌ای جز محدودسازی حق غنی‌سازی هیچ مفهوم دیگری ندارد. در مقدمه‌ی تفاهم‌نامه به جای حق غنی‌سازی اورانیوم چنین آمده است: «بهره‌گیری از انرژی هسته‌ای» و این عبارت مفهومی عام و قابل تفسیر دارد. اوباما نیز در نطق خود به حق غنی‌سازی اشاره نکرد، بلکه از استفاده از انرژی هسته‌ای سخن به میان آورد. به‌علاوه در سایر جاهایی که تفاهم‌نامه سخن از «حق غنی‌سازی» به‌میان می‌آورد، چنان با قیدهایی آن را مقید می‌کند که جز با محدودسازی حق غنی‌سازی قابل تعریف نمی‌باشد. در همان مقدمه آمده است:
 
«یک برنامه‌ی غنی‌سازی با تعریف مشترک و محدودیت‌های عملی» حال آنکه واژه‌ی «غنی‌سازی اورانیوم» یک واژه علمی هم در فرهنگ‌نامه‌ها آمده است، هم در قوانین بین‌المللی و هم در فیزیک مشخص شده است. پس چه نیازی به تعریف مشترک بین ایران و شش کشور زورگو و قید «محدودیت‌های عملی» به‌عنوان دومین قید هست و چه حقی را برای ایران باقی می‌گذارد؟
 
از همه خطرناک‌تر در یکی از پاراگراف‌های «گام نهایی» آمده است که عملاً تمام حقوق غنی‌سازی ایران را پایمال می‌کند. به این عبارت و قیدهای آن دقت کنید:
 
«متضمن یک برنامه‌ی غنی‌سازی که [1] توسط طرفین تعریف می‌گردد [2] برنامه‌ای که شاخصه‌های آن با موافقت طرفین باشد [3] منطبق با نیازهای عملی [5ـ4] با محدودیت‌های مورد توافق درخصوص دامنه و سطح فعالیت‌های غنی‌سازی [6] ظرفیت غنی‌سازی [7] محل‌هایی که در آن غنی‌سازی انجام می‌شود [8] ذخایر اورانیوم غنی‌شده برای دوره‌ی زمانی که مورد توافق قرار می‌گیرد.»
 
چنانچه ملاحظه فرمودید. درست است که برای ما حق غنی‌سازی قایل شده‌اند، ولی با هشت قید و شرط آمده که عملاً دست‌آوردی برای جمهوری اسلامی نخواهد داشت. به قول اصولیون با این حساب استثناء مستهجن می‌شود که آنچه ممکن می‌شود جز اندکی باقی نمی‌ماند.
 
ب ـ با دقت در محدودیت غنی‌سازی اورانیوم در گام نهایی و محدودیت‌های گام اولی، سرنوشت غنی‌سازی در ایران جز به خود تعطیلی نمی‌انجامد و می‌توان حدس زد که کشورهای 1+5 تنها اجازه خواهند داد غنی‌سازی در وضعیت موجود باقی بماند. موارد تحمیل شده در قرارداد را بار دیگر مرور می‌کنیم:
 
1ـ غنی‌سازی 20% که عنصر مهم در نیازهای درمانی کشور ماست و رادیو داروها از آن استحصال می‌گردد ممنوع شده.
 
2ـ ایران تنها حق دارد تا 5% درصد اورانیوم را غنی کند.
 
3ـ تأسیسات نظنز و فردو گسترش نمی‌یابد.
 
4ـ تأسیسات آب‌سنگین اراک به همین حال باقی می‌ماند.
 
5ـ هیچ سانترفیوژ جدیدی نصب نمی‌گردد.
 
6ـ سانترفیوژهای نصب‌شده که هنوز گاز 6UF به آن تزریق نشده فعال نمی‌شوند.
 
7ـ گاز 6UF به 12 آبشار فردو تزریق نمی‌شود.
 
8ـ هیچ سانترفیوژ جدیدی ساخته نمی‌شود مگر برای جایگزینی سانترفیوژهای کلش شده.
 
نتیجه‌ی این وضعیت تولید سالانه حدود 400 کیلوگرم اورانیوم 5ـ5/3% درصدی است. لازم است دوستان بدانند که راه‌اندازی یک رئاکتور 1000 مگاواتی نیازمند 70 تن اورانیوم غنی شده است و برای ادامه‌ی فعالیت نیازمند سالانه حدود 30 تن اورانیوم است. شما حساب کنید برای راه‌اندازی یا لااقل ادامه یک رئاکتور باید چند ده سال سانترفیوژ‌های مجاز بچرخند؟
 
اینجاست که خود به نتیجه می‌رسیم که باید غنی‌سازی را تعطیل کنیم. حال آنکه نتایج چند سال تحقیقات و تجربه اکنون ما را به توان تولید انبوه سانترفیوژ و بهبود کیفیت نسل 1 به 2 و 3 رسانده است و اکنون زمان بهره‌برداری است.
 
ج ـ در قرارداد آمده است «بازرسان آژانس حق دارند به کارگاه‌های مونتاژ سانترفیوژ و کارگاه‌های تولید روتور و محل نگهداری آنها دسترسی داشته باشند.» سانترفیوژ یک دستگاه غیرفعال است بدون نیروی انسانی، نصب، الکتریسته و گار 6UF قادر به هیچ تولیدی نیست. پس اصرار آنها بر دسترسی برای چیست؟ آیا جز برای شناسایی منابع تولید آلیاژ و قطعات است که مشکلات جدیدی را برای آنها به‌وجود آورند؟
 
دـ در تفاهم‌نامه آمده است: «تولید سانترفیوژ در ایران در این شش ماه مخصوص به جایگرینی سانترفیوژهای آسیب‌دیده است» اگر آنها می‌خواهند حق غنی‌سازی را برای ایران به رسمیت بشناسند چرا باید جلو تولید ماشین گرفته شود؟ آیا می‌دانید این به چه معناست؟ این به معنای رهاکردن شرکت‌ها و قطعه‌سازی و خارج شدن صنعت‌گران از این صنف تولید و این خسارت بزرگی است؛ زیرا این صنعت به صنایع دستی و تجربه بیشتر شباهت و نیاز دارد تا به صنعت ماشین‌سازی و از دست دادن نیروهای باتجربه جز از صفر شروع کردن به دنبال ندارد.
 
هـ ـ در تفاهم‌نامه  آمده است «یک کانال مالی به منظور تسهیل تجارت امور انسان‌دوستانه با استفاده از درآمدهای نفتی ایران در خارج از کشور ایجاد خواهد شد» آنها امور انسان‌دوستانه را خود تعریف کرده‌اند و موارد هزینه را خود مشخص کرده‌اند. آقای ظریف مگر ایران تحت‌الحمایه یا تحت قیمومت یا مستعمره‌ی کشورهای غربی است که خود کانال مالی معین می‌کنند و خود مصارف آن را مشخص می‌کنند؟ در تفاهم‌نامه حتی نقش ایران در این کانال‌ مالی مشخص نشده است.
 
در پایان نگرانی ما از رژیم اشغال‌گر قدس و عربستان نیست. سخن آنها این است که هیچ حقی به ایران نباید داده شود ولی ما می‌گوییم همه‌ی حقوق ما داده شود.

http://rajanews.com/PrintFriendly.asp?id=174883

ناله ی شب های علی

سلام


__________________



گریه می کردم از ناله ی شب های علی

لرزه بر جان فکَنَد لرزش آوای علی


از شب کوفه و خاموشی نخلستان پرس

قصه ی خون دل و چشم گهرزای علی


برگ هر نخل ، زبانی شد و در گوشم گفت :

که علی بود و شب و نعره ی ای وای علی


بر سر چاه ، چه شب ها که غم دل می گفت

جز خدا کیست که داند غم شب های علی


قد بر افراخت که تا پرچم دین افرازد

خم شد از جور منافق ، قد رعنای علی


سال ها حیله گران خانه نشینش کردند

تا به گوشی نرسد منطق گویای علی


مردم کور دل ، این رمز نمی دانستند

که خدا بود در آئینه ی سیمای علی


ای بسا دست تبهکار که از راه نفاق

متحد شد که به مسجد نرسید پای علی


عقل ، باور نکند آنکه پس از مرگ رسول

بنشیند جدل و سفسطه بر جای علی


دل هر جمع ، پریشان کنم ار شرح دهم

که چه کردند ددان با تن تنهای علی


در نوردید بسا کوی ، به دنبال یتیم

پای پر آبله ی بادیه پیمای علی


در ره عشق خدا چهره به خون رنگین کن

دین اگر هست چنین است به فتوای علی


از مرحوم مهدی سهیلی ... تهران - مردادماه 1359 هجری خورشیدی برابر با ماه رمضان 1400 هجری قمری